مضطرب عشق بودن بهتر است

آدم‌ها میان افسردگی خاک کردن رویاها و اضطراب نرسیدن به آٰرزوها قرار دارند. من گاهی سبک‌سر و سربه‌هوا مضطرب‌ام و گاهی بی‌رحمانه عاقل می‌شوم و می‌دانم حتی آرزوی برآورده شدن برخی آرزوها احمقانه است و مدتی افسردگی تمام وجودم را دربر‌می‌گیرد.
با این حال تصور می‌کنم قشنگیِ آرزو به احتمال برآورده شدن یا نشدن آن بستگی ندارد. زیبایی‌اش در مدام در دل داشتن آن است، در اینکه چیزی را با تمام وجودت بخواهی بی‌توجه به اینکه شدنی هست یا نه. در اینکه بند بندِ وجودت آن لحظه که می‌دانی نمی‌شود به درد می‌آید و دلت آن زمان که سرخوش و امیدواری غنج می‌زند.

2 Thoughts

  1. این عکس به شدت منو یاد دانشگاه سراسری تبریز انداخت.
    یکی از خوبی‌های دانشگاه تبریز درختای زیاد و فضای باز و سبزشه. پیاده‌روهای درازی که دو طرفشون درخت هست و عین همین عکس، وقتی پاییز میشه یه مسیر فرش‌شده از برگ جلوی روته.
    یا وقتی برف می‌باره، مسیر یک دست سفید طولانی دوست داشتنی.

    مسیری که شاید اضطراب رسیدن به رویا رو تبدیل کنه به امید رسیدن بهش(؛

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *